رازگاهان

خداوندا امروز هم خورشید عدالتت از پشت کوههای سر به فلک کشیده بیرون آمد

و با روشنیِ گرمی بخشِ فیضت، جان یخ زده و قندیل بسته قلبها را حیات بخشیدی

با دست نوازشگر محبتت ، شبنمِ اشک آلود گلبرگهای یاس را خشک کردی

و به دل خشک زمین ترک خورده، امیدی دوباره برای قدرت رویش دادی

خداوندا روزم را با نام تو آغاز مي كنم
و با نام تو مي سرايم
تا روحت در من به وجد آيد
و از نو متولد شوم
امروز نامت را با دلي شكر گزار مي سرايم
امروز تمام اعمال عجيبت را به ياد مي آورم
و تو را شكر و سپاس مي گويم
شكر از اينكه مرا انتخاب كردي
بخشیدی و با مهرت، فرزند خود خواندي
شكر از اينكه جانم را با محبت خود سيراب ساختی
و با عشق خود آشنا کردی
با قوتت از آسمان، زينت بخشيدي
و روحم را جلا دادی
مي پرستمت اي عيسي مسيح
و نام قدوست را با قلبي شكر گزار مي سرايم
زیرا تو پادشاه و خدای من هستی،
و تنها تو شايسته تمام پرستشهاي این قلب مني

تو جلال بياب امروز در زندگي ام
و پيروزيت را عيان كن.

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Related Post